اكبر ترابى شهرضايى

255

آئين كيفرى اسلام (فارسى)

ابن محبوب ، عن العلاء بن رزين وأبي أيّوب ، عن محمّد بن مسلم ، عن أبي جعفر عليه السلام ، في رجل قال : لامرأته : يا زانية أنا زنيت بك ، قال : عليه حدّ واحد لقذفه إيّاها ، وأمّا قوله : أنا زنيت بك فلا حدّ فيه إلّاأن يشهد على نفسه أربع شهادات بالزّنا عند الإمام . « 1 » فقه الحديث : در اين صحيحه ، از امام باقر عليه السلام مىپرسد : مردى به زنش گفت : اى زناكار با تو زنا كردم - ( اگر در متن روايت « لامرأته » باشد ، مقصود زناى قبل از ازدواج است ؟ در اين صورت ، مىتواند با لعان ، حدّ قذف را ساقط كند ؛ و ممكن است « لامرأة » باشد . به هر حال ، در هر دو صورت ، قذف صادق است ؛ اگرچه به احتمال قوى عبارت « لامرأة » است ) - . امام عليه السلام فرمود : يك حدّ به سبب قذف زن به او مىزنند ؛ امّا بر آن‌چه گفت : با تو زنا كردم ، حدّى نيست ؛ مگر آن كه چهار شاهد بر ضرر خودش نزد امام بياورد تا شهادت به زناى او دهند . اين روايت را مؤيّد استدلال مرحوم محقّق قرار داده‌اند ؛ زيرا ، اين مقام نيز چنين بوده و يك حدّ قذف دارد . نقد تأييد : مطلب و مضمون روايت به دو دليل با بحث ما فرق مىكند ؛ لذا ، ربطى به اين بحث ندارد : 1 - در روايت دو نسبت زنا وجود دارد : يكى « زانيه » و يكى « زنيتُ » ؛ اگر بخواهد به بحث ما شباهت پيدا كند ، بايد بگويد : « أنت زنيت بفلانة وهي زانية » و اگر چنين تعبيرى از او سر زند ، به طور قطع و يقين دو حدّ ثابت مىگردد . 2 - در بحث ما ، اسناد به دو طرف است ؛ يكى مخاطب و فاعل ، و ديگرى غايب و مفعول ؛ ولى در روايت اسناد به يك طرف است ؛ زيرا ، معنا ندارد انسان خود را قذف كند ؛ بلكه اقرار محسوب مىشود . لذا ، روايت هيچ ارتباطى به بحث ما و تأييد آن پيدا نمىكند . روايت مخالف وبالإسناد عن ابن محبوب ، عن عباد بن صهيب ، عن أبي عبداللَّه عليه السلام ، قال :

--> ( 1 ) . وسائل الشيعة ، ج 8 ، ص 446 ، باب 13 از ابواب حدّ قذف ، ح 1 .